یکی از شاخصههای بارز انقلاب اسلامی ایران توجه همزمان به دین و مردم است. در واقع امام (ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب، دینی که از مردم جدا باشد را دین تحریف شده نامید و سعی کرد با ارتقای آگاهی و بینش مردم، زمینههای استحکام جمهوری اسلامی را تقویت کند.
«آنچه در طول سالهاى مبارزات نهضت اسلامى در ايران گذشت هرگز در تاريخ شناخته شدهى ما نظير نداشته است. در زير ظاهر آرام زندگىِ ملت، جريان مبارزات اسلامى شبكهى عظيمى از انواع تلاشهاى مبارزاتى مردمى به وجود آورده بود: از سخنرانيهاى روشنگر، و جلسات آشكار و پنهانِ درسهاى اسلامى، و تهيه و پخش بيانيهها و جزوهها و فعاليتهاى تربيتى و تعليمى بر اساس رهنمود اسلام، تا تظاهرات و راهپيمائيها و تجمعهاى بزرگ دينى و مردمى و تا تشكيل مجموعههاى عملياتى و فداكاريهاى شگفتآور و مثال زدنى، و همه بنوعى متصل و مرتبط به قلب تپندهى اين مبارزهى عمومى و برخوردار از رهبريهاى آن روح بزرگ و ايمان ناب و مغز متفكر.
امام بزرگوار ما در اين مدت در عين هدايت مردم و گستردن دامنهى آگاهى همگانى و كشاندن تودهى ميليونى به مبارزه، انديشهى حكومت اسلامى را نضج و قوام بخشيد و در مقابل دو مكتب رائج سياسى عالم يعنى حكومت ديكتاتورى حزبى كمونيستى در شوروى سابق و چين و اقمار آنها در اروپا و آفريقا و ديگر نقاط، و حكومت هاى پارلمانى غربى كه سلطهى سرمايهداران و كمپانيها بر فكر و اخلاق و سرنوشت مردم بنام دموكراسى بود، راه اسلامى را مطرح كرد كه در آن بر دو عنصر دين و انسان بطور اساسى تكيه شده و ايمان دينى و ارادهى مردمى بزرگترين شاخصهى آن است. نظام اسلامى در مكتب امام خمينى نظام عدل و ايمان و عقل و آزادگى و مردمگرايى است، و استقلال ملى و رد نظام سلطهى بينالمللى در مكتب امام بزرگوار ما داراى چنين ريشههاى عميقى است.» [1]
«ارزشهايى كه ما در انقلاب براى آنها مىخواهيم تلاش كنيم و كارمان براى آنهاست، دو مبنا و پايه دارد: مكتب و مردم. مكتب بدون مردم متصوّر نيست؛ چون مكتب ما مكتبى نيست كه از مردم جدا بشود. اصلاً اين يك فريب است كه ما بياييم اسلام را از نفع و خيل مردم جدا كنيم و بگوييم مردم و سرنوشت آنها را رها كنيد و به دين و خدا و اسلام بچسبيد! اين، همان اسلامِ تحريف شده است. اين، همان چيزى است كه امام(ره) از اول شروع مبارزه با آن جنگيد. بسيارى از آدمهاى خوب و عالِم، حرف امام را در اين راه فهميدند و البته بعضى از متحجّران و نادانها هم تا آخر نفهميدند و هنوز هم بعضى اين حقيقت را نمىفهمند. تفكر اسلامى، از خيل مردم و براى مردم بودن جدا نيست. هر چيزى كه شما ديديد به نظرتان اسلامى است، اما از صلاح مردم مجرد است، بدانيد در شناخت و فهم اينكه آن اسلام است، اشتباه مىكنيد يا در فهم خود آن شيئ محققاً اشتباهى وجود دارد. پس، پايهى ارزشهاى اسلامى و انقلاب ما، بر دو پايهى مكتبى و مردمى است.» [2]
پاورقی:
[1]- پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى 21/11/1377
[2]- سخنرانى در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى، در آستانهى يازدهمينسالگرد پيروزى انقلاب اسلامى ايران 9/11/1368
اين يادداشت را در نداي انقلاب هم ببينيد.
0 نظر:
ارسال يک نظر